واقعیت – حقیقت مواد غذایی رژیم غذایی

واقعیت – حقیقت: مواد غذایی رژیم غذایی دوران کودکی کمبود آهن بارداری استفاده روزانه برنامه باردار استفاده نوزاد

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اصولگرایان اعتقادی به گفت‌وگوی ملی ندارند

در چند ماه اخیر شاهد انتقادهای تندی از سوی جریان اصولگرا به دولت بوده ایم. این انتقادها در ابعاد مختلفی وجود داشته و به اشکال متفاوت در رسانه های وابسته به اصول

اصولگرایان اعتقادی به گفت‌وگوی ملی ندارند

اصولگرایان اعتقادی به گفت وگوی ملی ندارند

عبارات مهم : سیاسی

در چند ماه اخیر شاهد انتقادهای تندی از سوی جریان اصولگرا به دولت بوده ایم. این انتقادها در ابعاد مختلفی وجود داشته و به اشکال متفاوت در رسانه های وابسته به اصولگرایی و در مجلس مشاهده شده است هست. گرچه در بسیاری از موارد اصلاح طلبان نیز انتقادهایی به روند کار دولت داشته اند و بارها از دولت خواسته اند نسبت به برطرف نمودن ضعف کابینه اقدام کند ولی آنچه که زیاد پرسش برانگیز است این مساله است که آیا اصولگرایان به جای برطرف پرسشها درونی خود، انرژی زیادی در نشان دادن صورت ناکارآمد از دولت صرف می کنند.

اصولگرایان اعتقادی به گفت‌وگوی ملی ندارند

عده ای بر این عقیده هستند که اصولگرایان به علت عدم توقیق در انتخابات های گذشته تلاش دارند با این هجمه ها ضعف خود را در جلب و جذب آرای عمومی بپوشانند و جایگاه از دست رفته اجتماعی خود را بازیابند. در همین حال بعضی نیز بر این باورند که انتقاد از دولت مورد حمایت رقیب امری اجتناب ناپذیر است و واکنش‌ها جدیدی در عرصه سیاست نیست. در این راستا اطراف اختلاف درونی اصولگرایان و علل مواضع تند آنان نسبت به عملکرد دولت و همچنین روند گفت وگو میان دو جریان بزرگ سیاسی و تاثیر گذار کشور «آرمان» با ناصر ایمانی کارشناس پرسشها سیاسی و صورت اصولگرا به گفت وگو پرداخته که در ادامه می خوانید.

با توجه به اختلافات زیاد بین طیف های اصولگرا، آیا این جناح سیاسی به جای ترمیم ضعف ها، انرژی خود را صرف انتقاد به دولت می کند؟

اختلاف در میان هر دو جریان هر لحظه وجود داشته و چیز جدیدی نیست. کاملا طبیعی است که همه جریان های سیاسی چنین مشکلاتی داشته باشند. مخصوصا جناح های سیاسی ما که طیف گسترده ای را مشمول بر می شوند و البته این هم یکی از معایب آنهاست. بر همین اساس اختلاف نظر ها زیاد می شود. ضمن اینکه تعریف مشخصی هیچ کدام از ادعاهایشان ندارد. یعنی آن که خود را اصولگرا می نامد، نمی داند اصولگرایی به معنی واقعی یعنی چه و آن که خود را اصلاح طلب می نامد درک کاملی از اصلاح طلبی ندارد. حتی من بعد از سالیان سال نمی دانم اصلاح طلبی به طور دقیق چه معنایی دارد و تنها آن را عنوانی می دانم که تحت لقای آن تعدادی اسامی وجود دارد که افرادی را به دور خود جمع نموده است.

در چند ماه اخیر شاهد انتقادهای تندی از سوی جریان اصولگرا به دولت بوده ایم. این انتقادها در ابعاد مختلفی وجود داشته و به اشکال متفاوت در رسانه های وابسته به اصول

از این رو من تعریف مشخص دارای چارچوب و قاعده ای از اصلاح طلبی نمی دانم. در خصوص اصولگرایی کمی نظرم تفاوت دارد لیکن اصولگرایی تعریف مشخص تری دارد که البته آن هم با ابهامات زیادی روبه روست. وسعت تعریف از یک جریان یا جناح سیاسی موجب گستردگی در طیف ها شده است هست. با گسترده شدن جناح های سیاسی بروز اختلاف نظر در موارد گوناگون اجتناب ناپذیر هست. در حال حاضر، تنها علتی که موجب شده است اختلافات اصولگرایی زیاد نمایان گردد، آن است که این جناح سیاسی اکنون در قدرت اجرایی نیست. اگر این جناح اکنون در داخل قدرت اجرایی یعنی قوه مجریه حضور داشت و یا در قوه مقننه مانند آن چیزی که در سال های قبل بوده، این اختلاف نظرها کمتر نمایان می شد.

اما در هر صورت این اختلافات وجود دارد و کسی هم منکر آن نیست همان طور که در جناح برابر این اختلاف نظرها وجود دارند. در خصوص این مطلب که آیا اصولگرایان دولت را تا این حد مورد انتقاد قرار می دهند باید بگویم که این یک امر کاملا طبیعی هست. همان طور که اصلاح طلبان در دوران دولت احمدی نژاد واکنش‌ها می کردند. قطعا دوستان اصلاح طلب آن دولت را تمجید نمی کردند و انتقادهای تندی هم به آن داشتند.

چرا که دولت، دولت مد نظر آنها نبود و البته این حق اصلاح طلبان بود که دولت آن وقت را نقد کنند. نباید به این مساله اعتراض داشت لیکن این یک امر طبیعی است که جناحی که در قدرت اجرایی نیست زیاد دولت را مورد نقد قرار دهد. این یک امر طبیعی است که اصولگرایان دولت های یازدهم و دوازدهم را مورد انتقاد قرار دهند لیکن این دو دولت هیچ کدام دولت مد نظر اصولگرایان نبوده و نیست. اگر این انتقادها نباشد کشور به سمتی می رود که بعضی انتظار دارند هیچ منتقد و معترضی ندشته باشند و این اصلا به نفع کشور نیست.

اصولگرایان اعتقادی به گفت‌وگوی ملی ندارند

یکی از انتقادهایی که به اصولگرایان وارد می شود، حمایت از احمدی نژاد و سکوت در برابر اقداماتی است که در دولت های نهم و دهم انجام داد. آیا این انتقادها را وارد می دانید؟

بارها این مطلب را بیان کرده ام که اصولگراها در یک دوره به دلایل خاص مرتکب خطای استراتژیک شدند و آن حمایت از دولت اول احمدی نژاد بود و هیچ شکی نیست که خطای بزرگی کردند.

در چند ماه اخیر شاهد انتقادهای تندی از سوی جریان اصولگرا به دولت بوده ایم. این انتقادها در ابعاد مختلفی وجود داشته و به اشکال متفاوت در رسانه های وابسته به اصول

اگر چه احمدی نژاد هیچ وقت کاندیدای مورد نظر اصولگراها نبوده و به وسیله اصولگراها نیز سرکار نیامد، ولی بعد از آن که گزینش شد، مورد حمایت اصولگراها قرار داده شد و البته به طور جدی هم از او حمایت کردند. ولی علی رغم آنچه که خیلی ها اعتقاد هستند در دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، اصولگراها نه تنها سکوت نکردند بلکه یک حرکت بسیار توسعه یافته سیاسی انجام دادند، حرکتی که هیچ جناح دیگری تا به آن روز انجام نداده بود و آن انتقاد شدید از دولتی بود که تا پیش از آن مورد حمایتشان قرار داشت. در دولت دوم احمدی نژاد ما شاهد هجمه شدید اصولگراها به دولت بودیم. این روند هم در داخل مجلس به طور مستند قانونی وجود داشت و هم از رسانه ها و شخصیت های اصولگرا پیگیری می شد. در آن شرایط انتقادی که به اصلاح طلبان و نمایندگان آنان در مجلس وارد می شود این است که آیا در دولت دوم احمدی نژاد با ما همراهی نکردند؟ آنها هم باید در انتقاد از دولت دوم احمدی نژاد به اصولگراها می پیوستند. ولی متاسفانه عده زیادی از آنان که در مجلس هم بودند سکوت کردند.

اعتقاد من این است که هرگاه اصلاح طلبان، دولت مورد نظرشان بر سرکار باشد چشم خود را بر روی معایب آن می بندند. همان طور که امروز بسته اند و در دولت اصلاحات هم بسته بودند. ولی اصولگراها بر خلاف این عمل کرده اند. در دور اول از احمدی نژاد حمایت کردند و هنگامی که دیدند اشتباه کرده اند، در دور دوم دولت احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار دادند. ولی متاسفانه هیچ گاه به خاطر آن اشتباهی که در دور اول مرتکب شده است بودند از مردم عذرخواهی نکردند و این انتقاد بر آنان وارد هست. اصولگرایان باید به خاطر حمایت هایی که از آن دولت به عمل آوردند، به طوررسمی از مردم عذرخواهی می کردند، این کار را نکردند ولی در عمل با تمام قدرت در برابر احمدی نژاد ایستادند. در بعضی موارد در مجلس و یا دیگر محافل انتقاد آنقدر اوج بود که کار به درگیری های فیزیکی هم کشیده شد. نباید فراموش کنیم که بخش زیادی از اصولگراهایی که در دولت احمدی نژاد بودند به عنوان اعتراض به رفتارها و عملکردهای او و اطرافیانش دولت را ترک کردند.

اصولگرایان اعتقادی به گفت‌وگوی ملی ندارند

باتوجه به نقش اساسی هر دو جریان سیاسی در کشور چه راهکاری جهت نزدیک شدن این دو جریان با نشانه پیشبرد اهداف کشور وجود دارد و به طور کلی چه موانعی بر سر ایجاد همدلی بین این دو جناح قرار دارد؟

راهکارها روشن و واضح هستند ولی متاسفانه تنگ نظری ها دراین زمینه بسیار وجود دارد که باعث گردیده این اتفاق تا به امروز رخ ندهد. بعضی از طیف ها در هر دو جناح سیاسی تمایلی به این کار ندارند و مایل به این وحدت و همدلی نیستند. بخش عمده ای از این کار بر عهده دولت هاست فرقی هم نمی کند که این دولت اصلاح طلب باشد یا اصولگرا. دولت ها دارای اهرم بیشتری هستند و جهت ایجاد وحدت بین دو جریان سیاسی ابزار کار را در اختیار دارند ولی متاسفانه دولت ها نیز در این کار وارد نمی شوند و اقدام نمی کنند.

در دولت های نهم و دهم به طور کلی مدیر جمهور نه اعتقادی به اصولگرایی داشت نه اصلاح طلبی و بارها به این مساله تاکید کرده بود. در دولت های یازدهم و دوازدهم شرایط این کار تهیه آن انجام شد چراکه روحانی با اینکه با حمایت اصلاح طلبان به قدرت رسید، ولی سابقه ای طولانی در اصولگرایی دارد و به این علت شایسته بود این کار را انجام دهند.

اما متاسفانه ایشان نه تنها این کار را انجام ندادند بلکه در نخستین فرصتی که به دست آوردند بیشترین حملات را نسبت به جناح رقیب، نشان دادند که این واکنش‌ها ممکن است راه را جهت وحدت دوجریان مسدود کند. ما شاهد بودیم جناح دولت حتی از پرسشها طبیعی مانند زلزله هم بر علیه جریان اصولگرایی استفاده کرد. آیا این نوع واکنش‌ها راهی را جهت وحدت و هم نظری و هم فکری باز می کند؟ آقای روحانی در دولت یازدهم سخنان تندی نسبت به مخالفان و منتقدانشان داشتند. البته در دولت دوازدهم این مساله بسیار کمتر شده است گرچه هنوز هم افرادی در دولت به حملات خود نسبت به جناح رقیب ادامه می دهند. با این روند وحدت و نزدیکی دوجریان غیرممکن است و در این شرایط هرچقدر از وحدت و منافع ملی سخن بگوییم، بیهوده است.

چرا اصولگراها در این روند پیشقدم نمی شوند و باب گفت وگو را باز نمی کنند؟

اصولگراها نمی توانند پیشقدم شوند آیا که در قدرت نیستند. ولی اصلاح طلبان که در قدرت هستند باید پیشقدم شوند. در حال حاظر دولت باید پیشقدم بشود و جلساتی را با جریان برابر برگزار کند و در عرصه های متفاوت هر دو جناح با هم گفت وگو کنند. انتظار بود در این دوسال فراکسیون امید در مباحث خاص و به عنوان نمونه طرحی که در مجلس مطرح است یا یک مصوبه جلسه ای تشکیل دهد و از اصولگراها هم در آن جلسه دعوت کنند و نظرشان را بخواهند. این جلسات می توانست در مورد مباحث کوچک باشد.

به عنوان نمونه قانون سربازی، ولی این کار صورت نگرفت. هنوز هم وقت خوبی وجود دارد که این دو جریان بر سر یک میز و در برابر یکدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند. نیاز نیست حتما به توافق برسند ولی همین هم فکری و گفت وگو بسیار جهت منافع ملی در بلند مدت تاثیرگذار خواهد بود. این روش حتی می تواند در وزارتخانه ها هم صورت بگیرد و از افراد کارشناس و صاحبنظر جناح برابر دعوت کنند و نظرات آنان را بشنوند و با هم گفت وگو داشته باشند.

این رفتارها باعث ایجاد وحدت و همدلی می شوند و در روند اصلاح اوضاع کشور تاثیرگذار هستند. ما قبول داریم که جریان اصولگرایی دارای نواقص زیادی است و من بارها نسبت به عملکرد آنها انتقاد کرده ام و همان طور که به اصلاح طلبان هم در بعضی موارد انتقاد وارد هست. ولی اگر قرار باشد منافع ملی را در بنظر بگیریم باید کمی هم خویشتن داری از خود نشان دهیم.

آیا طرح گفت وگوی ملی می تواند در این خصوص راهگشا باشد و زمینه را جهت ایجاد همدلی جریان های سیاسی مهیا سازد؟

متاسفانه بعضی از مساله گفت وگو به عنوان یک حربه سیاسی در جهت ضربه زدن به جناح رقیب استفاده می کنند و هر چند وقت یک بار با مطرح کردن این طرح می خواهند به این نتیجه برسند که اصولگراها هیچ اعتقادی به این طرح ندارند و حاضر به گفت وگو نیستند و در کل به وحدت ملی و گفت وگو اعتقاد ندارند. اگر این بحث جهت جریان اصلاح طلب مهم است یکی از وزرا و یا خود ریاست جمهوری جلساتی را برگزار کنند و از منتقدان دعوت کنند تا بر سر پرسشها کلی با یکدیگر صحبت کنند. اگر روزی از جریان رقیب دعوت کردند و با عدم استقبال از سوی جریان اصولگرا مواجه شدند، آن وقت اعلام کنند ما جهت گفت وگوی ملی اقدام کردیم ولی جواب منفی شنیدیم. ما در جناح اصولگرا افراد خوش فکر و صاحبنظر زیاد داریم.

همان طور که در جناح اصلاح طلب هم این افراد کم نیستند. چه اشکال دارد که در حوزه های متفاوت از نظر این افراد استفاده و فرصتی ایجاد شود تا کارشناسان و صاحبنظران اصولگرا هم حرف های خودشان را مطرح کنند؟ اگر چه در آخر تصمیم گیری با دولت هست، ولی فرصتی فراهم شده است تا صدای دیگران شنیده شود. حتی این کار را می توانند در استانداری ها و فرمانداری ها انجام دهند. این روش می تواند باعث تلطیف فضای سیاسی کشور شود. این انتقاد به هر دو جناح وارد است ولی جریانی که می تواند این گفتمان را کلید بزند، جریانی است که امور اجرایی را در دست دارد و دستگاه دولت در رأس قرار دارد.

باید قبول کنید اصولگراها در این سال ها در قدرت نبودند. دولت های نهم و دهم را می گویند دولت اصولگراها ولی همه می دانیم که احمدی نژاد به هیچ کسی ازهیچ جناحی اهمیت نمی داد و تنها نظر اطرافیان خود را می پذیرفت و هیچ گاه به جناح اصولگرا هم روی خوشی نشان نمی داد و باز همه شاهد بودیم در دولت دهم جریان اصولگرا با جریان احمدی نژاد مقابله می کرد. دولت مرحوم آیت ا… هاشمی را می توان دولتی اصلاح طلب دانست.

بعد از آن دولت اصلا ح طلبان هم هشت سال به طور رسمی بر سر کار بود و اکنون هم پنج سال است که دولت مد نظر اصلاح طلبان در قدرت هست. اصلاح طلبان با چنین پیشینه و سابقه ای گفت وگو را به معنای واقعی شروع کنند و مطمئن باشند با استقبال اصولگراها مواجه می شوند. شاید این گفت وگوها تاثیر زیادی نداشته باشد ولی در فضای سیاسی کشور ایجاد لطافت و شادابی سیاسی می کند.

واژه های کلیدی: سیاسی | انتقاد | اصولگرا | اصلاح طلب | احمدی نژاد | اصولگرایان | احمدی نژاد | اصلاح طلبان

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz